سرگرمی

لطیفه های شیرین و خنده دار

مجموعه: سرگرمي کودکان لطیفه های شیرین و خنده دار    مجموعه ای از جوک و لطیفه های با مزه برای کودکان   جوراب های لنگه به لنگهیک همسایه دلسوز دختر کوچولویی را که به مدرسه می رفت، متوقف ساخت و گفت: کوچولو! عجب  جوراب های عجیبی به پا کرده ای، یک مرور بیشتر

توسط سارا، قبل
سرگرمی

معنی لغت حیف نون (طنز)

مجموعه: مطالب طنز و خنده دار   این فرهنگ لغت یکمی با بقیه فرق میکنه !یعنی برداشتی که از کلمه میشه یه جورایی متفاوته در ادامه با بعضی از این کلمات آشنا میشویم.   کادو : برادر دوم   کاسه : برادر سوم   کافور : برادر چهارم   کامیون مرور بیشتر

توسط سارا، قبل
سرگرمی

داستان جالب توریست ثروتمند و تسویه حساب بدهکارها

مجموعه: داستانهای خواندنی (2) داستان کوتاه توریست ثروتمند و تسویه حساب بدهکارها   در شهری توریستی در گوشه ای از دنیا درست هنگامی که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام برمبنای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند و پولی در بساط هیچکس نیست، ناگهان، یک مرد مرور بیشتر

توسط سارا، قبل
سرگرمی

داستان کوتاه ما واقعأ چقدر فقیر هستیم !

مجموعه: داستانهای خواندنی (2) روزی مرد ثروتمندی ، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند و قدر موقعیتش را بداند. آن ها یک شبانه روز را در خانه محقر یک روستایی به سر مرور بیشتر

توسط سارا، قبل
سرگرمی

داستان زندگي زني كه مواد مي‌فروخت !

مجموعه: داستانهای خواندنی       بازگشت از تاريكي هيچ آدمي نيست كه در زندگي‌اش مشكلي نداشته باشد. من هم مثل بقيه.اين را «كامليا ـ ن» مي‌گويد و ادامه مي‌دهد: فقط بايد باور كني هر مشكلي را با تحمل مي‌شود حل كرد البته بايد از راه منطقي وارد شد.كامليا اكنون مرور بیشتر

توسط سارا، قبل
سرگرمی

داستان آموزنده " شکر گذار خدا باشیم "

مجموعه: داستانهای خواندنی (2)       در آخرین لحظات سوار اتوبوس شد روی اولین صندلی نشست.از کلاس های ظهر متنفر بود اما حداقل این حسن راداشت که مسیر خلوت بود…   اتوبوس که راه افتاد نفسی تازه کرد و به دور و برش نگاه کرد.   پسر جوانی روی مرور بیشتر

توسط سارا، قبل
سرگرمی

شام و شرمندگي

مجموعه: داستانهای خواندنی (2)         دايي عباس تازه با نغمه ازدواج كرده بود. دايي، از اولين سفر بعد از ازدواجش كه برگشت، مرا صدا زد و گفت: «برو خونه نغمه خانوم اين‌ها بگو كه من اومدم، ايشالّاشب تشريف مي‌آرم.» بي بي كه شنيد به دايي تشر زد: مرور بیشتر

توسط سارا، قبل
سرگرمی

حکایت جالب چو من آیم او رود !

مجموعه: شهر حکایت گویند حضرت آدم نشسته بود، شش نفر آمدند، سه نفر طرف راستش نشستند و سه نفر طرف چپ. به یکی از سمت راستی‌ها گفت: «تو کیستی؟»گفت: «عقل.»پرسید: «جای تو کجاست؟»گفت: «مغز.»از دومی پرسید: «تو کیستی؟»گفت: «مهر.»پرسید: «جای تو کجاست؟»گفت: «دل.»از سومی پرسید: «تو کیستی؟»گفت: «حیا.»پرسید: «جایت کجاست؟»گفت: مرور بیشتر

توسط سارا، قبل
سرگرمی

اس ام اس سر کاری

مجموعه: اس ام اس های جالب     خواستم ازت تشكر كنم و بگم به تو افتخار مي كنم . چون تو تنها كسي هستي كه هيچ وقت منواز سر كارگذاشتنت نااميد نمي كني   **********   اين اس ام اس رو تا حالا واسه هيچ كس نفرستادم …………پس واسه مرور بیشتر

توسط سارا، قبل
سرگرمی

اس ام اس سرکاري نصف شب

مجموعه: اس ام اس های جالب     مشترک گرامي اين اس ام اس براي بيدار کردن شما در نيمه شب فرستاده شده است لطفا پس از خواندنش لبخند بزنيد و سعي کنيد دوباره بخوابيد !   شرمنده به خدا، آره ميدونم خواب بودي، خوب بابا فحش نده ديگه، کارت مرور بیشتر

توسط سارا، قبل